مکه پر شور و شعف
، کعبه می گیرد شرف قبله را قبله نما ، آمده میر نجف
ای تو کعبه را
نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را
پدر، وی خلائق را امین
کن نظر از روی
لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب،
ای امیر مؤمنان
ای تکیه گاه محکم
من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت
همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .
نمک بر زخم من
شیرین تر از خواب سحر گردد ،
جگرها خون شود
تا یک پسر مثل پدر گردد . . .
دلم شده غرق سرور
و شعف
کعبه شده بهر
علی یک صدف
مرغ دلم رها شده
به سوی
ایوان باصفای
شاه نجف
نیستم بیگانه،
هستم آشنایت یا علی
از ازل دل داده
بر مهر و ولایت یا علی
تا جمال خویش را
در کعبه حق ظاهر کند
پرده گیرد از
جمال دلربایت یا علی
میلاد مرتضی
اسدالله حیدر است
جشن ولادت علی
علیه السلام آن میر صفدر است
زوجی برای فاطمه
حق آفریده است
این زادروز همسر
زهرای اطهر است
با کوردل بگو،
که بجز شیر حق علی علیه السلام
جای ولادتش حرم
خاص داور است؟.
آن شیر دلاور که
زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
شاهی که وصی بود
و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .
تمام لذت عمرم
همین است
که مولایم
امیرالمومنین است . . .
ناگهان یک صبح
زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب
میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا
بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود
دل هر چه نظر به
وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم
بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . . .
زان سبب ماه رجب
ماه خداست / که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه
ظاهر، عقل گفت: / چون که صد آمد نود هم پیش ماست
حجت حق، از حریم
حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور
رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق
ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا
گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .
زد عشق تو خیمه
در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علی و آل
بسرشت /از روز ازل خدا دل ما
ذکر من، تسبیح
من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان
من، روح و روان من علی است
تا علی علیه
السلام دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل
عمر گران من علی است . . .
هر کس که شود
داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل
چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر
ای که شد کعبه
ولادتگه تو *** معبد حق
شده خلوتگه تو
ای امیر
دو سرا مولا جان *** اسم
ما ثبت نما در دیوان
بر مخزن غیب باب
مفتوح علی است
گیتی همه
کشتی و در او نوح علی است
آن روح
که مبداء حیات همه اوست
بر قالب
آفرینش آن روح علی است
عارفان دل به
تولّای علی باختهاند
عاشقان،
رَخش به میدان ولی تاخته اند
سوخته در
غم عشق علی و آل علی
همه سر
در خَم چوگان وی انداختهاند
ماه رویت را
بنازم، مهر و مینایم تویی
گر خوشم
گر میگذارم، دین و دنیایم تویی
ای صفای
بی نهایت، ای صمیمی ای بزرگ
جلوهای
کن در نمازم رنگ و رؤیایم تویی
مسلم اول شه
مردان علی ست *** عشق را
سرمایه ایمان علی ست
از ولای
دودمانش زندهام *** در
جهان مثل گهر تابندهام
از ذکر علی مدد
گرفتیم
آن
چیز که میشود گرفتیم
در بوته ی
آزمایش عشق
از نمره ی
بیست صد گرفتیم